![]() |
![]() |
|
|
اینارو فعلا واسه شکل گرفتن قالب نوشتم بازم دارم از اونااااااااااااااا
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 9:56 توسط سمیرا |
|
|
از یه ترکه نوار مغز میگیرن میبینن ۲۰ دقیقه اولش خالیه
یه قزوینیه وصیت میکنه که بعد از مردنش جسدشو بسوزونن و از خاکسترش پودر بچه درست کنن یه ترکی که واسه استخدام رفته بود ازمایش بشه ازش میپرسن کی امام حسین رو کشته میدونی ؟ (میخواستتن ببینن مثلا چه قدر حالیشه )میگه بخدا اقا من نکشتم رشتیه با زنش مهمانی دعوت بودن هر چی اقاهه میگه بریم زنش میگه نه من لباس مناسب ندارم اقا در کمد رو باز میکنه میگه اوووووووووو این همه لباس این یکی این دوتا احمد اقا برو کنا این سه تا ناصر اقا برو اونطرف ............. گنجیشکه قرص ایکس میخوره میگه جیکس جیکس جیکس
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 9:52 توسط سمیرا |
|
|
سلام
بلاخره تمام شد ای دو تا امتحان مذخرف از زیر ای مرحله قسر در رفتم تا ببیمن مرحله بعدی چی میشه خداراشکر کتبی رو با تقلبی ولی عملی رو میشه گفت خودم جواب دادم البته بین خودمون بمونه ها ولی یه کوچولو از روی بغل دستیم نگاه کردم ولی عوضش به اون یکی بغل دستیم کمک کردم خب دیگه تقلب هم جزیی از زندگی مونه مگه نه؟؟؟ نظر شما چی بید تقلب خوب بید جیییییگر؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 9:16 توسط سمیرا |
|
|
به نام خدا
سلام دوستان از اینکه اومدین اینجا خوشحالم دلم تنهاست اما با همین تنهاییش زیبا به رنگ ابیه دریاست دلم تنگ است مثل ابر باران زا خیال گریه کردن داردو تنها برای با تو بودن زار میگرید دلم تنهاست همچو برگی کز درختی کنده باشد زردو خشک بر روی خاک افتاده باشد دلم چون شیشه ای نازک به مثل تک درختی خشک وتنها همچو یک پروانه می ماند ز بی مهری شکسته بی تو در تنهایی شب بی کس وتنها نشسته در پی دیدار تو اواره گشته
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 15:15 توسط سمیرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام من سمیرا دانشجوی رشته کامپیوتر هستم و منتظر بازدید و نظرات شما عزیزان از وبلاگ هستم دوستون دارم
|
| پیوندهای روزانه |
|
قسم به اسم آزادی (میلاد) لی لی عقاب(ملکه عقابها) گرافیک کامپیوتری برای رسیدن به تو جان خواهم داد آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|